صائن الدين على بن تركه

82

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

وجه معين كه كلمه بر آن است ، يعنى خمسه كه در طى ثنويت متقابلين « * » ظاهر شده چنانچه مشاهد است ، و ازاين‌رو آن سبعيت در اركان وضعى به حكم سريان اصل ، هويدا گشته بر وجه اتم ؛ و هم از اين اصل است كه عقد 53 در تشهد داخل آن اوضاع شده ، چه هرگاه كه آن را با عدد غالب نماز « 1 » ضم مىكنند يعنى 17 صورت ، همان كلمه مىشود بعينه . و اين وجه هرچند به زبان اجمال گوياست و ليكن منطوى بر بسى دقايق تفاصيل است ، ازاين‌رو خاتم وجوه آمد . و چون نوباوهء شجرهء زمان ، اين زبان است ، هرآينه اهالى شهرستان اهليت و هوشمندى را بايد كه اين اصول مذكوره نشانى دانند ، هنجار آن راه را و از هزّ « 2 » اين شجرهء برومند به حكم فرمودهء : « وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا » غافل و ذاهل نگردند تا از ثمار معارف نثار او بىبهره نمانند « 3 » . ميوه پخته است ريزشى مىكن * ابر تند است قطره‌اى مىبار نكته‌اى بازران « 4 » از آن دفتر * اندكى بازگو از آن بسيار گفتار چهارم - در بيان اركان قولى « 5 » نماز و تحقيق معانى آن . و آن نيز بنا بر اصل مذكور هم پنج واقع شده در طى تقابل اسافل و اعالى . اين است وجه اجماليش و بيان وجه تفصيلى آن موقوف مقدمه‌اى است كه در اصول كتابى مقرر شده كه احاطت مرتبهء كلام از ساير مراتب وجود بيشتر است و ازاين‌رو دلالت او بر اطور اظهار و اشعار كه غاية الغايات حركت وجودى است روشن‌تر است و آنها مد « 6 » لولات خاصهء او واقع ، از اين جهت

--> * منظور از ثنويت متقابلين حروف كلمهء كن است كه به حساب ابجد 20 - ك و 50 - ن ، مىباشد . ( 1 ) - ن : ختم . ( 2 ) - ب : آن هنر . ( 3 ) - ب : قطعه . ( 4 ) - ب : بادزان . ( 5 ) - اركان قولى صلاة . به‌طورىكه در حاشيهء نسخه اصل آمده : [ 1 - تكبيرة الاحرام 2 - فاتحه . 3 - تشهد . 4 - صلوات 5 - سلام ] ( 6 ) - ب : و آنها كه .